ماه رمضان را «مبارک» نامیده‌اند؛ علّت مبارک بودن این ماه، این است که راه نجات از آتش و فوز به جنّت است، که در دعای روز ماه رمضان [میخوانیم‌]: وَ هذا شَهرُ العِتقِ مِنَ النّارِ وَ الفَوزِ بِالجَنَّة. آتش و دوزخ الهی و همچنین بهشت و نعیم الهی در همین دنیا موجود است. آنچه در نشئه‌ی آخرت تحقّق پیدا میکند، باطن همان چیزی است که در اینجا است: «وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکفِرین»؛ جهنّم در همین‌جا، در همین نشئه، در همین زندگی، کافران و ظالمان و معاندان و مخالفان را احاطه کرده است؛ بهشت هم همین‌جور.
اینکه ما از جهنّم به بهشت برویم، دست خود ما است؛ در همین‌جا تحقّق پیدا میکند و صورت عینی و باطنی و واقعی آن در آن نشئه دیده میشود. ما میتوانیم این سفر را، این سِیر از دوزخ بدکرداری، دوزخ بددلی، دوزخ بداندیشی، از این دوزخ که مال این دنیا است را به بهشت نیک‌کرداری، به بهشت نیک‌اندیشی و نیک‌رفتاری و نیک‌خویی انجام بدهیم؛ اسم این حرکت «انابه» است، «توبه» است. لذا در دعا وارد شده است: وَ هذا شَهرُ اِلانابَةِ وَ هذا شَهرُ التَّوبَة»؛ با انابه، با توبه، عِتق از نار و فوز به جنّت حاصل خواهد شد.

++حواست به من باشد جهنمی نمانم .../چه خوب است که ستارالعیوبی ...

+امام خامنه ای/تیر93


برچسب‌ها: امام خامنه ای
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 2:5 توسط فهیمه مقصودی |

عطش؛ تنها یک حرف کمتر از عشق دارد.با این در ب دریه حروف  بازهم عطش معنای اول عشق است. دلت چند مرده حلاجِ این عطش شده ؟کار از غوغا و شکوه گذشته، صحبت از جگرهای پاره پاره از عطش است.تقصیر آفتاب نیست که شعله کشیده بر جسم و جانت ک مرام ِ آفتابِ کربلا همین است؛حرف از مرامِ بی مرامیه دشمن است ک آب را بند آورده.دلِ آسمان هم خون شده از این عطش.دلش تب کرده برای آغوشت ؛علی اصغرت.نمی دانست لالایی آخر طعم عطش دارد.چه کسی می گوید که مشک پاره شده وعمود آهنین  سر سقایِ یکدانه را نشانه رفته ؟چه کسی می گوید جز عطشی ک ماندگار گشته و امید اهل حرمی  ک یاس دنباله اش را گرفته .آب بهانه است برای دلبری کردن اززمین و زمان.عطش ترجمانِ بی آبی نیست.دردِ عطش دردِ پست مایگی اهل زمانه است.دردِ عطش دردِ دست گیری نکردنه مردمانی است ک دنیانقش اول ِ روزهایشان شده و روزمرگی کورشان کرده،دردِ قدرت ، دردِ شکم، دردِ بی امامی است. عطش پله ی آخر معاشقه توست با ارحم الراحمینی که رحمت واسعه ات کرده ارباب بی نظیرم.عطش مخصوص کربلا نیست که امروز ابوالحسن تشنه تر از اهالی کرب و بلاست. ابوالحسن امروز عطشِ یاری دارد و من ...

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 2:1 توسط فهیمه مقصودی |

دل م لک زده برای یک آدمی ک نفس هایش را حس میکنم ، دل م لک زده برای یک آدمی ک خدا را از نزدیک دیده باشد.دل م لک زده برای یک آدمی ک صاحب م باشد، ک دست هایش بوی گره گشایی بدهد.دل م لک زده برای یک آدمی ک حریفِ تمام قد ِ غم ها باشد،تمام گوش باشد برای دردِ دل های  تمام نشدنی،خسته نشود،حواسش پرتِ دیگری نباشد.دل م لک زده برای بودنت آقا.برای حسِ پشت و پناهی ک ب من می دهی. بن بست را با تک تک آدم های دوروبرم تجربه کرده ام ، انحطاط را با دست های خودم رقم زده ام .دل م لک زده  برای دیدنت،چشمهایت،حسِ خوبِ آقا و ولی داشتن.فقط شما کمی بیشتر باش.کمی حجمِ این تنهایی ک ریخته روی شانه هایم را کم کن...کم کن...کم کن...

+این فرجک القریب...

شبهای دراز بی عبادت چه کنم

طبعم به گنه کرده عادت چه کنم

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیریم که بخشید ز خجالت چه کنم؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 23:30 توسط فهیمه مقصودی

«وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی فَأَحْیِهِ بِتَوْبَهٍ مِنْکَ»

جنایتــــ بزرگــــ من ، دلَ م را به مرگــــ کشیده ...

«لَيْتَ شِعْرِي أَ لِلشَّقَاءِ وَلَدَتْنِي أُمِّي أَمْ لِلْعَنَاءِ رَبَّتْنِي»

 كاش مى‏ دانستمــ كه آيا مادرمــ مرا براى بدبختىـــ به دنيا آورده يا براى رنجــ پروریده،

اگر چنين است كاش مرا نزاده و نپرورانده بود...

+مناجات الخائفین


برچسب‌ها: مناجات
+ نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 17:51 توسط فهیمه مقصودی |

 

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ ...

...

فراری ام از همه ...

*مناجات شعبانیه


برچسب‌ها: مناجات
+ نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 19:54 توسط فهیمه مقصودی |

فضای مجازی بی حریم تر از چیزی است که فکرش را میکردم ...دوست نداشتم عده ای چشمشان به این خانه بیفتد که افتاد...این خانه که سادگی اش را دوست دارم شاید دیگر به روز نشود...

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست...


گل یا باید شمعدانی باشد یا حسن یوسف و نرگس!همین

خداحافظ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 23:57 توسط فهیمه مقصودی |

مسلما قدرت نقد تخصصی  زیبا شناسی و معناشناسی فیلم را ندارم ولی به عنوان یک مخاطب عام ،به عنوان آدمی که جنگ را از نزدیک ندیده ،تقابل عقاید را این چنین محسوس درک نکرده "چ" دیدنی  است.شاید جز معدود فیلم هایی بود که با پیشنهاد رفقا بی هیچ حرفی قبول کردم که ببینم."چ " را باید دید، باید چند بار دید.کاری به تدوین و گریم و صدا گذاری و نقدهای حاشیه ای ندارم ،جدای از همه ی نقدهای اهل فن و نقدهایی که خودم دارم باید "چ" را دید و ... . از میانه فیلم که اشکم امان نمیداد،با خودم فکر میکردم که چه قدر فیلم برای من سنگین و سخت است.سکانس های  کم نظیری داشت و حتی دیالوگ های بین هانا و سیروان ، بین شهید وصالی و دکتر چمران، بین مادر شهید و چمران ، پیام تاریخی امام در مورد پاوه و دیالوگ هایی که بغض داشت ، بغضی از جنس اضطرار.بعد از دیدن فیلم ، بابا کتاب "کردستان" که نوشته ی شهید چمران است را بهم داد، این چند روز قلمِ و سبک روایت این کتاب نگذاشته که من از "چ" جدا شوم.همش حسرت میخورم که ای کاش این کتاب رو قبل از دیدن فیلم میخواندم ... .حاتمی کیا با هنرش خط به خط این کتاب را مصور کرده."چ" را باید دید و درد کشید...

قسمتی از کتاب کردستان به قلم شهید دکتر چمران :

من هیچ امیدی به صبح نداشتم ،دل به شهادت بسته بودم ،با  زمین و آسمان وداع کرده بودم و فقط تصمیم داشتم که در آخرین معرکه زندگی ،آنچنان ضرب شستی به دشمن نشان بدهم که هر وقت اصحاب کفر و نفاق آنرا بیاد بیاورند بر خود بلرزند...

بلندگوهای مهاجمین ندا در دادند:هر کس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند در امن و امان است ،ما فقط آمده ایم که پاسداران و دکتر چمران را سر ببریم !...

** اینکه در برابر تک تک قطره های خون شهدا باید جوابگو باشم تنم رو میلرزونه ...


برچسب‌ها: شهید چمران, فیلم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 23:36 توسط فهیمه مقصودی |

خیلی اشکش را نگه می داشت ، توی چشمش ، همسرش فقط یکبار گریه اش را دید ، وقتی امام رحلت کرد. دوستش می گفت: « ما که توی نماز قنوت میگیریم از خدا می خواهیم که خیر دنیا و آخرت را به ما اعطا کند و یا هر حاجت دیگری که برای خودمان باشد اما صیاد تو قنوتش هیچ چیزی برای خودش نمی خواست. بارها می شنیدم که می گفت ( اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای ) بلند هم می گفت از ته دل ...».

اوایل جنگ بود . در جلسه ای بنی صدر بدون « بسم الله » شروع کرد به حرف زدن ، نوبت که به صیاد رسید به نشانه ی اعتراض به بنی صدر که آن زمان فرماده کل قوا بود ، گفت :« من در جلسه ای که اولین سخنرانش بی آنکه نامی از خدا ببرد ، حرف بزند ، هیچ سخنی نمی گویم . »

+شهید صیاد شیرازی(صیاد دلها)


برچسب‌ها: سبک زندگی, شهید صیاد شیرازی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 23:45 توسط فهیمه مقصودی |

دلهره رخنه کرده در انگشت های درب خانه ات، غم سایه انداخته بر تقدیرِ کودکان دردانه ات، سکوت موج می زند در نگاهت،چه کسی می فهمد که تو در این میانه روی عشق را سپید کردی به ماندت در پای ولی .چه کسی می فهمد دلت تاب برداشته از مظلومیت علی(ع).زنانه گام بر می داری و کوچه شاهد مکاشفه ی چشم های توست،حسن (ع) اما نگران ازتاب و توانت.چه کسی می فهمد که رفتنت برای ماندن است،کدام فلسفه قدرت تبیین عشق را دارد وقتی که دل حرف اول را می زند؟!کدام منطق تبِ استدلال این درد را دارد؟!کدام مبنا، مبتنی شده بربی نشان بودنت؟!کدام دست عزم کرده بین دیوار و در ببیند تو را ؟!کدام دست آخَر؟!کدام چشم ، چادرت را گره زده بر خاک؟! کدام دل ،دلالت کرده به اشک حسین (ع) و زینب(س)؟!حرف ؛حرفِ روزهایی است که نیستی، حرفِ بغض است که حلقه زده در گلوی علی(ع).حرف یک امت است که تا  الی یوم القیامه سوخته. حالم خوش نیست بانو، غرق شده ام در گرداب ، فاصله دست انداخته بین ما،باقی بماند که روزهایم مختومِ در به دریست...

+چه قدر دلــــم می خواهد سید باشم تا مــــــادرم باشی...


برچسب‌ها: مادر سادات
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 1:42 توسط فهیمه مقصودی |

امام حسن مجتبی(ع):

...

مَنْ عَبَدَ اللَّهَ عَبَّدَ اللَّهُ‏ لَهُ‏ کُلَ‏ شَیْ‏ءٍ 

دلــــــت را یک دلـــــه کن با خــــدا...


برچسب‌ها: عشق
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 20:44 توسط فهیمه مقصودی |

* مسئولان باید با جبهه دشمن مرزبندی صریح و شفاف داشته باشند، بخصوص در شرایط کنونی.

* برخی در این خصوص مغالطه می کنند و اینگونه القا می کنند که مرزبندی به معنای قطع رابطه با دنیا است در حالیکه مرزبندی با جبهه دشمن، همانند مرزهای جغرافیایی، نسبت ما و دشمن را مشخص می کند.

* استقلال یک مرز است و کسانیکه سعی می کنند مرزهای دینی و عقیدتی و مرزهای سیاسی را کمرنگ و یا محو کنند، به مردم و کشور خدمت نمی کنند.


* کسی مخالف ارتباط با جهان نیست اما باید مشخص شود که با چه کشورهایی ارتباط داشته باشیم و این ارتباط چگونه باشد. نباید از چنین دولت بی آبرویی به خود ترس راه داد و اگر با خدا و برای خدا باشیم، قطعاً خداوند به ما کمک خواهد کرد.

 * از مسائل فرهنگی نگرانم.

* واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند زیرا همین جوانان هستند که در روز خطر، سینه سپر می کنند. کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند و تلاش دارند آنها را منزوی کنند، به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند. البته این جوانان مؤمن و انقلابی هیچگاه منزوی  نخواهند شد.

امام خامنه ای(مدظله العالی)/اسفند ۹۲


برچسب‌ها: امام خامنه ای
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 14:30 توسط فهیمه مقصودی |

نفرین به روزگار که  بلای شام تمامی ندارد، نفرین به دست های کمین کرده در کنارت، نفرین به شک که شاکله  نفاق است، نفرین به بدعت که شام را در آتش کشیده، نفرین به این همه فاصله ، نفرین به دوری، نفرین به  نسلی که قرآن به سر نیزه بردند،نفرین به دل های از اسلام و تسلیم بریده،ولایت که نباشد،تردید هجوم می آورد؛ تردید که باشد بی شرمی سنگ تمام می گذارد .بانوی کرب و بلا چه غمی نشسته روی ضریحت این روزها؟ چه ماتمی در بند کرده  دلت را ؟....چه صبری داری بانو ؟

کنار بغض های در گلو حلقه زده ، کنار دلشوره های  بی امان، آمدنت ، روشن شدن چشم زهرای مرضیه و مرد درد واره های بی تمام ،خوش باشد به همه ی آن هایی که دلشان را در شام و کربلا جا گذاشته اند...


برچسب‌ها: حضرت زینب, سوریه
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 18:26 توسط فهیمه مقصودی |

مطالب قدیمی‌تر