"ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم .ما از دخالت نظامی نمی ترسیم .آن چیزی که مارا می ترساند «وابستگی فرهنگی »است.ما از «دانشگاه استعماری» می ترسیم."   (امام دل ها )

 ما هنوز هم درگیراقتصادیم .یعنی یک جورهایی از درگیری هم گذشته .اقتصاد برای ما اولویت است .خب هرچه باشد به شکم ختم می شود جدا از آرامش های کذایی و زودگذرش.روزها و سالها هم می گذرد برقلم فرسایان این مرزو بوم و آخرهم به همسانی نظر نرسیدند که حمله نظامی می شود یانه و اگر بشود یا نشود چه ها که بشود یا نشود.تحلیل های معطوف به منافعشان که دیگر هیچ !حیف از این قلم زنی ها .می بخشید که این دوجمله ی آخر کمی ترسناک بود وقلم ها خشکیدندو ما هنوز هم در سنگر ندانستنی هایمان پناه گرفته ایم .باید بگویم کار از وابستگی گذشته و یاران همگی دچار حمله ی دلبستگی فرهنگی شده اند .اساسا "فرهنگ "دردایره ی  لغات ما جز واژگان  درد آور است .دردمان می آید از این همه دلباختگی.و اما دانشگاه آن هم از نوع استعماری خودش یک آرمانشهر است برای به  واقعیت کشاندن مدرنیته .برای یغمای زیبای  هرآن چه که ازآن به پاکی یاد می شود .جاسوسی و استعمارگری را  در کنار هر واژه ای می پذیرفتم به غیراز علم .نمی دانستم تغذیه فکری هم می طلبد که برایش رمز عملیات و پروژه ی جاسوسی تعریف کنی .دانشگاه استعماری یعنی همین .یعنی همین تزریق لیبرالیسم با یک بی حسی پیشرفته به دانشکده های علوم انسانی.پروژه ی جنگ های علم در سازمان سیا تصویب می شود و به مدد روشنفکران مسلسل وار به جامعه ی علوم انسانی حمله می شود .معادله ی چند مجهوله ریخته اند برای ما .ومن کنار همه دست و پازدن های رایج و نامعلومم ورد لبهایم مدد از توست.

 "من خسته ام! طلوع کن امشب برای من"...


برچسب‌ها: علوم انسانی, دانشگاه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 9:25 توسط فهیمه مقصودی |

می توان حافظ قرآن بود

و پیشانیت و زانوانت به خاطر سجده های طولانی شب پینه بسته باشد

ولی فرق علی (ع)را هم با شمشیر زهرآگین شکافت!!

...

درد نوشت: و ياري م كن به گريه بر نفس م


برچسب‌ها: مذهبی نماها
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 9:17 توسط فهیمه مقصودی |

حسینیه ت کجاست ؟ ای صاحب عزا ، بیا یا فارس الحجاز ببر ما رو به کربلا...

تنهایی و حس بی پناهی از آن جنس دردهای فطری است که اگر سر باز کند، مختومه کردنش با مرگ میسر است. گاهی به قدری محیط محکومت می کند و کمر می بندد به نابودیت که نا خودآگاه مشکوک می شوی به خویشتن ت. گاهی همه تصمیم می گیرند بر تو خرده بگیرند و اختلاف سلایق را بهانه کنند تا شخصیت و کرامت انسانی ت را به مرز تهدید و تخریب ببرند. گاهی این روزگار چنان دست هایش را بر گلویت فشار می دهد که جز تایید چاره ای نداری و باالاجبار باید خودت را به سکوت بزنی. تنهایی و بی پناهی از آن ناب احساس های تهی کننده ایست که علاجش را تنها در تو می بینم ...

تمام عالم هم که حکم دهند من آدم بد و ناچیز و بی منطق با هزار برچسب دیگر هستم و کنارش از تهمت و کنایه و بدگویی دریغ نکنند تـــــو راکه دارم ...علاج تمام  تنهایی هایم را در روضه هایت می بینم حضرت ارباب...

هرآن چه که بوده و هستم هنوز هم هویتم را زیر خیمه ی تو پیدا می کنم.همین که به من اذن روضه می دهید، همین که اجازه می دهید زیر پرجمتان باشم ، همین که صبر می کنید بر تمام کاستی هایم ، همین که می خرید مرا با اشک هایم، همین که شش ماهه ی طنازت از من دلبری می کند، همین که با شنید اسم کرب و بلایت دلم زیر و رو می شود،  همین؛ همین های معمولی برای من یک دنیاست.حالا هر چه می خواهند بگویند، همین که هنوز حسابم می کنید توی روضه ی زینب تان(س) بنشینم برای من حیات بی ممات است...

گفتم تنهایی و بی پناهی ...دل نگرانم ، دل آشوبم ، شنیده ام این روزها خواهرتان تنها و بی پناه به سفر می رود ،اربعین نزدیک است . عمه جان سادات، بانوی صبر و رضا منزل به منزل چه دیده ای ؟...


برچسب‌ها: اربعین, تنهایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 1:4 توسط فهیمه مقصودی |

این روزها سخت و کند می گذرد.شاید همه ی چشم ها سمت درب های بسته مذاکرات بود. می خواهم بگویم که مذاکرات هم تمام  شد بی  توافق ، با تعلیق ، با تحریم .و حال ما مانده ایم  و یک مشت تحلیل . فضای رسانه ای یک کشور با مختصات ایران که نقطه استراتژیک خاورمیانه است و سابقه ایستادگی در مقابل استکبار را دارد به شدت حساس و خطیر است. این رسانه است که ذائقه های ما را می سازد و جهت  فکری می دهد. خاطرتان هست سالهای آخر دولت دهم چه هجمه هایی به دولت می شد؟رسانه با قدرت بی مثالش می تواند حق را باطل و دشمن را دوست نشان دهد.سال های آخر دولت دهم و فضایی را که مردم آن روزها سپری کردن خاطرتان هست. بحثی بر روی نقد و تایید دولت مذکور نیست ؛ تنها قابل ذکر است یک سیستم رسانه ای قوی می تواند افکار را مجذوب آرا خود کند. جو اجتماعی حاکم بر ملت  در دولت یازدهم هم قابل تامل است.رسانه ها می گویند: مردم غرق امید هستن.با یکدیگر مهربان تر شده اند.فشارهای اقتصادی رو به کاهش است و ترسیم یک فضای ایده آل  و دوست داشتنی.یک سوال مهم :آیا واقعا همینطور است؟ در تحلیل و روان شناسی ملت ایران آمده است که مردمی با هیجان بالا هستند.همین نکته برای تاثیر پذیری بیشتر از رسانه ها خود عامل موثری است. مثال ها فراوان است .پروژه ی اسید پاشی ،فوت خواننده ی جوان  مرحوم پاشایی و یا حتی ریاست جدید رسانه ملی .

بهره برداری های سیاسی و منفعت طلبانه  گروه و احزاب خاص  و یا رسانه  های خارج نشین که بدون درک عمیق از ماجرا و با سطحی نگری  همراه است  هیچ گاه نباید منبع رجوع و اعتماد قشر دانشگاهی باشد.باید اینقدر خواند و دید تا قدرت تحلیل پیدا کرد.امروز هر کدام از ما چه سیاست را دوست داشته باشیم چه از آن بر حذر باشیم ،چه مسائل اجتماعی را ریزبینانه رصد کنیم و چه گذرا از آن ها بگذریم باید حرفی برای گفتن داشته باشیم.با نگاهی تیزبینانه  به عنوان آینده سازان ایران  اسلامی، همه چیز را رصد کنیم و خود با بصیرت معنوی و افکار دور از تعصب دست به تحلیل بزنیم و سهم خود را در فضای مسموم و نا به حق به درستی ابلاغ کنیم . اینجاست که دیگر هیجان بالا و جو های اجتماعی مسموم و بیگانه ساخته، به خورد ما نمی رود و به جای فردی منفعل، خود فعالانه وارد عرصه  می شویم. بر هیچکس پوشیده نیست که اگر عقیله ی بنی هاشم سکوت را پیشه می کرد و مردانه وارد نبرد گفتمانی حق و باطل نمی شد  حادثه ی کربلا مهجور و گمنام باقی می ماند.اگر امروز سکوت کنیم و به بهانه های خودساخته،با بی تفاوتی کامل از کنار تمام قضایا عبور کنیم باید یقین کنیم این سکر بودن ما خورشید را بر سر نیزه خواهد برد .چرا که ما حق را می دانستیم و سکوت پیشه کردیم...

+دانشجو باید از زندگی عوامانه خارج شود و از بلاتکلیفی و بی تفاوتی بپرهیزد...

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 21:52 توسط فهیمه مقصودی |

 
بازتاب اربعین در نشریه "هافینگتون پست" و توصیف آن به بزرگترین تجمع دینی جهان 
 
در این مقاله آمده است: اگر می خواهی اسلام حقیقی را بشناسی، به زیارت اربعین برو زیرا مراسم ارزش ها و الگوهاست و اگر خواستی داعش را بشناسی برو به اربعین و دشمنان داعش را بشناس.

در مقاله مذکور، زیارت اربعین را بزرگترین و باشکوه‌ترین تجمع دینی در جهان توصیف شده و آمده است: تعداد زائران این تجمع 5 بار بیشتر از مراسم بزرگ و مهم "کومبه‌میلای" هندوها که هر 3 سال یکبار برگزار می شود است و علاوه بر این اربعین در شرایط امنیتی خطرناک و با وجود تروریسم و خطر انفجار در هر لحظه بر گزار می شود و آنها با این اقدام به جهان پیام می فرستند.

نویسنده مقاله مذکور سپس داستان یک مرد استرالیایی را نقل می کند که پس از مشاهده زیارت باشکوه اربعین در تلویزیون در سال 2003 که صدام سقوط می کند به کربلا می آید و با شرکت در این مراسم از مسیحیت کاتولیک به اسلام می گراید.

نویسنده مقاله سپس به شرح و مقایسه اربعین با دیگر اتفاقات می پردازد و می نویسد: در زلزله "هائیتی" وزارت دفاع آمریکا فقط 4 میلیون وعده غذایی داد و در اربعین 200 میلیون وعده غذایی تهیه می شود و همه از محل خیرین است. نویسنده سپس خواستار گنجاندن زیارت اربعین در کتاب رکوردها به عنوان بزرگترین تجمع بشری، بزرگترین سفره غذا در جهان و بزرگترین تعداد داوطلبان در یک مکان و غیره می شود.

وی سپس از رسانه های غربی به خاطر برخورد سیاسی با اربعین حسینی به شدت انتقاد می کند و می پرسد: چگونه یک تظاهرات کوچک در لندن یا یک تظاهرات صدها نفری در "هنگ کنگ" پوشش داده می شود اما از بزرگترین تجمع بشری در جهان با حضور زن ومرد و کودک چشم پوشی می شود؟
 
+حسرت آوارشده بر قلبم حضرت ارباب؛ جاماندن درد دارد ...
 
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 20:38 توسط فهیمه مقصودی |

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !
از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا ! 
من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا ! 
به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن
صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !
 
وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت
افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا ! 
تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان
در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا ! 
مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان
در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !
 
یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم
شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا !
از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی
با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا ! 
من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات  
حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !
 
پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم
عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا ! 
یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند
تا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا ! 
از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین
«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا

+قاسم صرافان

++می رویم مشهد شاید آدم شویم ...

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 9:36 توسط فهیمه مقصودی |

یکی از نزدیکان امام می‌گوید دیدم در اتاق خصوصی ‌موسی‌بن‌جعفر(ع) سه چیز است: شمشیری هست که نشان می‌دهد هدف، جهاد است. لباس خشنی هست که نشان می‌دهد وسیله، زندگی خشونت‌بارِ رزمی و انقلابی است و ‌قرآنی هست که نشان می‌دهد هدف، این است؛ می‌خواهیم به زندگی قرآن برسیم با این وسائل و این سختیها را هم تحمل کنیم.
ببینید چه چیز سمبلیک و چه نشانه‌ی زیبائی است!
خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۶۴/۰۱/۲۳ امام خامنه ای

 +کتاب انسان ۲۵۰ ساله

ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی زین خوب تر نباشد...
++باب الحوائجا،  سلیس و ساده بگویم : دلم گرفته برایت ...

+ نوشته شده در یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 12:2 توسط فهیمه مقصودی |

خدا را شاکرم که سکون و رکود و تفکر بسته از بسیج دانشجویی دانشگاه ما رخت بر بست و روح تازه ای به پیکره ی آن دمیده شد، به یقین خدا بسیج دانشگاه ما را آزاد کرد ... خداحافظ فکرهای بسته ...

+الحمدالله رب العالمین ...

+ نوشته شده در شنبه هشتم آذر 1393ساعت 20:5 توسط فهیمه مقصودی |

 

...

تا تیر 94 هم تحریمیم هم تعطیلیم!


برچسب‌ها: توافق ژنو
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعت 20:13 توسط فهیمه مقصودی |

بحثم راجع به آزمایش بود، شما باید دوستت را پیش از انتخاب بیازمایی.
یعنی تا وقتی شخص امتحانش را خوب پس نداده است، دلبستگی به او بی‏جا و اشتباه است. 
مکرّر گفتم که مقدس‏ترین و ارزشمندترین بُعد وجودی انسان، دل و قلب انسان است
که از عقل هم بالاتر است. قلب از نظر ارزشی بالاتر از عقل است، 
لذا ایمان را هم در ارتباط با قلب مطرح می‏ کنند،
یعنی اگر کارکرد عقل در قلب منعکس شود اینجا است که ارزش پیدا می ‏کند
 وإلّا ارزشی ندارد.
می‏ خواهم بگویم کار قلب اصلاً دلبستگی است، ایمان دلبستگی به خدا است.
اینکه خیلی تأکیده شده است که ابتدا طرف را بیازمای،
برای این است که وقتی دلبستگی آمد مثل این است که انسان یک نوع تسلیم شدن پیدا می ‏کند.
مثل قضیه ایمان است که دلبستگی به خدا است، این منشأ می‏ شود
که انسان رضا به رضای الهی دهد، تسلیم او شود، به او توکل و اعتماد کند.
در رفاقت هم همین­ گونه است، چون دلبستگی است تسلیم و رضا را در پی دارد،.

+حاج آقا مجتبی تهرانی

++باید برای تمام رفاقت ها مرثیه خواند...رفاقت هایی با طعم ...بماند

+ نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 10:51 توسط فهیمه مقصودی |

ما با توافق ژنو توانستیم فعالیت هسته ای ایران را متوقف کنیم و ذخائرشان رو به کاهش است .(اوباما)

واقعا نمی دانم چه باید گفت و چه باید کرد فقط شرم دارم از خون شهدای هسته ای .شرم دارم از نگاه های  کودکانه ای که یتیم شدند.قلب هایی که بی پشت و پناه شدند و مادرهایی که داغ دیدند...


برچسب‌ها: توافق ژنو, شهدای هسته ای
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 14:24 توسط فهیمه مقصودی |

یک کار خیلی خیلی خوب بهم پیشنهاد شد. دوست داشتمش. اما یک نفر دیگری را معرفی کردم .یقین داشتم از من بهتر و خبره تر است . ته دلم یک ذره نا صاف است و مثلا دلم می خواهد خودم قبولش کنم . ولی گاهی این قضایا برای تربیت نفس سرکش چیز خوبیست.

+نوشتم که یادم نرود...نوشتم که جلوی چشمم باشد...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 21:6 توسط فهیمه مقصودی |

مطالب قدیمی‌تر