( غزلی از زبان فاطمه مغنیه خواهر شهید جهاد مغنیه )
فقط برای خداحافظی

و باد می زند آتش به دامن گلزار
به دست قوم یهود و شقی ترین اشرار

هنوز کرببلایی شدن پر از سِرّ است
وعشق می چکد از گوشه ی لبت ... انگار

بخند ... خنده ی گل دیدنیست... اما حیف
خزان به باغ رسیده ، چیکده اشک انار

پدر که رفت شدی شیر مرد حزب الله
جهاد ... آینه ای از عماد... و این تکرار

علی اکبر بابا و حاج رضوان ها
شدی فدایی زینب و حیدر کرار

برو... هوای پریدن تو را هوایی کرد
زمین بماند از آنِ هجوم آن کفتار

و کهکشان نگاهت کبوتری شده است
و کربلای تو جولان، شروع این دیدار

بمان که بوسه زنم بر پر شکسته ی تو 
فقط برای خداحافظی... فقط یکبار

سلام فاطمه را هم ببر به سوی عماد
بگو که زینبی ام ... ایستاده ام سردار

جهاد مغنیه تکرار می شود - برخیز
الا برادر من ... ذوالفقار را بردار

خبر دهید به دشمن ، ادامه خواهد یافت
جهاد ، تا سحرِ دیدنِ رخِ آن یار

شاعر: نعیمه امامی اشلق - ۲۹دی

+دارم دیوانه میشم با این شعر...یا صاحب الزمان...


برچسب‌ها: جهاد مغنیه, حزب الله لبنان
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام دی 1393ساعت 21:2 توسط فهیمه مقصودی |

اسم من حسن نیست و مادرم حضرت زهرا (س) نیست اگر اسرائيل را به آنچه برایش در جولان آماده کردیم غافل گیر نکنیم و تاریخ شهادت خواد داد...

+سید حسن نصرالله بعد از شهادت فرماندهان حزب الله


برچسب‌ها: جهاد مغنیه, حزب الله لبنان
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام دی 1393ساعت 20:46 توسط فهیمه مقصودی |

بی‌رفیق شدن مقدمه‌ی رفیق خدا شدن است. آدم باید از بی‌رفیق شدن استقبال کند. باید از غربت استقبال کند. آدمی که غریب شد، رحمت خدا به سراغش می‌آید. «ارحم فی هذه الدنیا غربتی» و تا غریب نیستی کاری با رحمت خدا نداری.

+استاد میرباقری در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب‌ها: غربت, رفیق
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393ساعت 18:40 توسط فهیمه مقصودی |

این که قلم نمیچرخد برای خواندن از تو،پینه های دست ِ من است که سبب ساخته. این که دلهره دارم و نه شوق، دردِ بی درمانِ آدم نشدن است. این که تا چند ماه پیش لبالب از دیدارت بودم و حالا سردم، بی رمقم، از انبارِ سرکشی است که دریغ نکرده ام .حالِ دلم چیزی نزدیک به یک پریشانیِ ادواریست و چه انتظارِ بزرگی که من فهم کنم کربلا کجاست و قدم در سرسرای چ سرزمینی می گذارم.الان که دارم اینها را می نویسم کمی از گیجی منسوب به بهت رنج میبرم .زبانت لال شود قلم که نمیچرخی ،که نمیچرخی،که نمیچرخی از ارباب بنویسم ...سنگین شده ام ...سنگین از گ ن ا ه ...

+قامت عمّه خمیده ست خدا رحم کند...


برچسب‌ها: عشق, کربلا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 19:16 توسط فهیمه مقصودی |

حضرت آیت الله بهجت :

از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که حضرت حجت (عج) هزار سال در بیابانها، در به در و خائف است. باید از خویش بپرسیم که چرا حجت حق خیمه را امن تر از خانه ی ما می داند.

+دلم می خواهد سر بگذارم و بمیرم که امامم را مهجور کردم ...

 

از مرحوم آیت الله بهاءالدینی (ره) نقل شده است:

روزقیامت نیکی هایمان را به محبوب ترین فرد زندگیمان نخواهیم داد اما مجبور می شویم همان نیکی ها را به کسی بدهیم که از اومتنفر بودیم وغیبتش را کردیم !!!گناه مخصوصاً حقّ الناس اوج حماقت است نه زرنگی،
زرنگی بندگی خداست...


برچسب‌ها: صاحب عصر, حق الناس, بندگی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت 22:42 توسط فهیمه مقصودی

غیرت از ایمان است و بی بندو باری از نفاق

پیامبر مهربانی ها .نهج الفصاحه ص587

+منافقید که ناشناس رفت و آمد می کنید و آبرو و اعتماد افراد را بازیچه می بینید.بی ایمانید که غیرت ندارید و مردانگی را با خاله زنک بازی تعویض کرده اید. به یقین که خدا را نمی شناسید و ترسی از گناه ندارید.دین ندارید، ایمان ندارید که بی غیرتی و بی تقوایی کورتان کرده و بی حرمتی رویه تان شده ...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم دی 1393ساعت 22:26 توسط فهیمه مقصودی |

نه تشیعی که با mi6 انگلیس ارتباط دارد، شیعه است

و نه تسننی که مزدور CIA آمریکا باشد، سنی است


+امام خامنه ای /امروز

 


برچسب‌ها: امام خامنه ای, شیعه, سنی
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم دی 1393ساعت 13:13 توسط فهیمه مقصودی |

مرحوم آیت الله سید جواد مدرسی یزدی بر اثر بیماری قند ، پاهای ایشان را قطع کرده بودند. شخصی از این عالم مجاهد پس از قطع پاهایش سوال می کند : در چه حالی هستید ؟؟در پاسخ می شنود:در بهترین حال و احسن الاحوال هستم چراکه خدای مهربان این حال را برای من خواسته ...

 

+ بی ربط نوشت: عشقت حسین(ع) تا به خدا می برد مرا...


برچسب‌ها: صبر
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 11:37 توسط فهیمه مقصودی |

اپیزود اول:

همیشه دوست داشتم آدم تک بعدی نباشم. البته علت زیاد آن بر می گردد به فضای خانواده. خانواده ای که پدر و مادرش ذو ابعاد باشند، فرزندانشان الگو می گیرند. تقریبا به همه چیز سرکی کشیده ام چه در حوزه ی سیاست،چه علمی، چه کارهای فرهنگی و مخلفاتش. در این بین سینما و نقد فیلم  جزو دوست داشتنی ترین  کارهاست. جمعه شب پیش بود که فرصتی شد تا برنامه "هفت" را ببینم .برنامه ای که از قدیم دنبالش می کردم. بحث کلی روی فیلم مستانه بود. فیلم اخیر حسین فرح بخش. مهمان برنامه کارگردان فیلم و منتقد سینما آقای فاضلی بود. تا حدود ساعت دو نیم بامداد نشستم و نگاه کردم. مناظره ی داغی بود البته بدون رعایت اصول ادب و احترام . ولی در کنارش یک فضای تحلیلی خوبی بود نسبت به فیلم ولی خب آقای فرح بخش هی شلوغش میکرد و تحمل نقد را نداشت و از خدا و امام زمان و حضرت امام و حضرت آقا مایه میگذاشت تا اثبات کند فیلمش خوب است مثلا. البته من فیلم را ندیدم ولی خب از گفتمان دو نفر چیز هایی دست گیرم شد. البته در آن پاسی از شب آنقدر مناظره داغ میشد و طنز گونه که آدم را هیجانی می کرد. یعنی هر چقدر فاضلی حرف هایش را آرام میزد، فرح بخش آتیشی و جنجالی پاسخ میداد.این ها بماند. امروز که داشتم رجا را زیر رو رو می کردم دیدم که حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان این هفته  مهمان برنامه ی هفت است و قرار است گزارش ویژه ای از جشنواره عمار پخش شود. خدا کند بشود و هفت این هفته را از دست ندهم و ندهیم. در ضمن از تمام دوستان عمار تشکر می کنم به خصوص برای دعوت نامه های خصوصی شان جهت شرکت در مراسم افتتاحیه که قسمت نشد بیاییم.

+جریان اصلی مستانه از یک ارتباط نامشروع شروع و به تجاوز و دادگاه ختم می شود و دادگاه رای علیه دختر می دهد گویا و  از این موضوعات خز شده در سینما ... 

اپیزود دوم:

بروجرد پایتخت انیمیشن ایرانه. جدیدا یک انیمیشن رستم و سهراب ساختن و برای اولین بار در سینما فلسطین شهر اکرانش کردن.از قضا برادر فرهیخته بنده که 12 سال بیشتر ندارد اصرار که برویم و فیلم کذا را ببینیم . جایتان خالی دیروز رفتیم سینما.در ابتدای فیلم وارد خانه تهمینه این ها می شویم.پدر تهمینه مهمانی تدارک دیده است و به قول معروف قصد انداختن دخترش را به رستم دارد. از این سکانس تا قسمت ازدواج رستم و تهمینه و کمی بعد از آن به قدری (سه نقطه ) بود که محمد جواد در گوشم زمزمه کرد :آجی من اشتباه کردم پاشو بریم .طفلکی ترسیده بود:دی. سینما پر از کودک و نوجوان بود و برای شروع فیلم اصلا قسمت مناسبی نبود.حالا بماند که چقدر بد تمام شد. اما کلیت فیلم و بعضی از صحنه ها واقعا خوب بود. بیشتر از خود فیلم تیتراژابتدا و انتهایش ذهنم را درگیر کرده که با پس زمینه سیاه و با موسیقی فوق العاده محزون ساخته شده بود. اگر این انیمیشن مخصوص سن کودک و نوجوان است حتما باید مقتضیات این سن در تک تک لحظه ها رعایت شود. خلاصه اینکه بروجرد پایتخت انیمیشن ایرانه و اینکه برید ببینید این انیمیشن  نسبتا خوب را(لبخند).

++امامت آقای صبح و شام ما، آقای تک تک ثانیه های ما، ولی عصر عج مبارک باشه


برچسب‌ها: سینما, بروجرد, پناهیان
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی 1393ساعت 22:23 توسط فهیمه مقصودی |

یک درد بزرگ همین تحقیق های قبل از ازدواج است. نمی شود سراغ هر فردی رفت برای تحقیق و بررسی طرف مقابل. به نظرم اولین شرط، موجه بودن همان آدمی است که به سراغش می رویم برای پرس و جو. رعایت انصاف خیلی مهم است. نمی شود به لفاظی های مثبت و منفی دل باخت. باید شفاف و صادق بود. شاید شما یکی از همان دختر و پسری باشید که راجع به شما تحقیق می کنند و یا طرف مشاوره قرار بگیرید برای رد و تایید خانواده طرف و یا همان دختر و پسر. سخنم با افرادی است که منبع رجوع و مشاوره و پرس و جو قرار می گیرند. رعایت حق و انصاف واجب است. اگر عیب و نقصی آشکار می بینید بیان کنید ولی سلیقه های شخصی را دخالت ندهید که شاید نظر شما باعث بر هم خوردن همه چیز بشود. سعی کنیم مایه ی برکت و وصل باشیم نه ننگ جدایی را بر پیشانی هایمان بزنیم. خیلی از نظراتی که ما راجع به یکدیگر داریم و یا قضاوت هایی که می کنیم، آلوده به تصورات خود ساخته است. وقتی طرف مشاوره می شویم و نکته اساسی را نمی دانیم می توانیم پاسخی ندهیم و به فرد دیگری واگذار کنیم و نه از روی عناد و قضاوت های آلوده به هوس شخص و خانواده اش را نا مناسب تعریف کنیم .جریان بسیار حساسی است. اگر روزی آمدند سراغتان تا برای امر خیری از احوال و اوضاع شخص سومی بپرسند، خدا را به یاد بیاورید و ستارالعیوب بودنش را؛ خدا را به یاد بیاورید و انصاف و عدل را.شاید با همین حرف های از هوا خواسته شما بدبینی و جدایی را رقم بزنید و به اندازه ی ثانیه های یک عمر مدیون دو دل بشوید...

+این چند روز به قدری از این موارد شنیدم که با تعریف بد از خانواده دختر و پسر به روایت افراد طرف پرس و جو ،چند ازدواج به سرانجام نرسید که این چند خط را نوشتم که خــــــــدا را فراموش نکنیم ...


برچسب‌ها: ازدواج
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 0:56 توسط فهیمه مقصودی |

اینکه فتنه 88 بیش از یک نیم سال طول کشید و سطح گسترده‌تری از حد انتظار را در لیست خواص مردود جای داد ؛ این را به ذهن می‌رساند که شاید این فتنه زورش خیلی زیاد بود و یک جورهایی زورمان به او نمی‌رسید... پس پر بی‌راه نیست که بنشینیم به تفکر و تأمل که چه چیز فتنه 88 را کشت و نه دی را چه چیز آفرید؟ وقتی ما مو می‌دیدیم و رهبر پیچشش را؛ امام خامنه‌ای پاسخ این سؤال را ارائه داده بود:

«در قضیه‌ی ۹ دی هم باز پای امام حسین در میان بود، پای عاشورا در میان بود. اگر آن حرکات سخیف و در واقع گریه‌آور از سوی این گروه‌های ایضاً سخیف، در عاشورا پیش نمی‌آمد، این حرکت عظیم و این تحرک عمومی مردم معلوم نبود به این شکل به وجود بیاید. اینجا هم پای عاشورا در میان بود. امام خامنه‌ای مدظله‌العالی - (21/8/90)»

 آری! امام حسین...

ما یک چیزی داریم که دشمن نمی‌فهمدش و در حساب و کتابش در نظر نگرفته بود و سر بزنگاه به فریادمان رسید؛ بساط بزرگ‌ترین خطری که به جان انقلاب افتاده بود را امام حسین در هم پیچید...این قدرت عاطفه است! قدرتی عظیم و باورنکردنی... قدرتی که حالا باید بیش از پیش قدرش را بدانیم و یقین بیاوریم که عاطفه و احساس چیزی فراتر از آنست که از ظاهرش درک می‌کنیم... امام خامنه‌ای پیش‌تر فرموده بودند:

«حادثه‌ى عاشورا، خشک و صرفاً استدلالى نیست، بلکه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گریه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظیمى است؛ لذا ما را امر مى‌کنند به گریستن، گریاندن و حادثه را تشریح کردن. زینب کبرى (سلام الله علیها) در کوفه و شام منطقى حرف مى‌زند، اما مرثیه مى‌خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حکومت اموى مى‌کوبد، اما مرثیه مى‌خواند. این مرثیه‌خوانى تا امروز ادامه دارد و باید تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است که مى‌توان خیلى از حقایق را فهمید، که در خارج از این فضاها نمى‌توان فهمید... (۱۳۸۴/۱۱/۰۵)»

 حال شاید بهتر از قبل درک کنیم که چرا محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت در لسان معصوم به عنوان خمیر مایه روح و حقیقت دین معرفی شده است (لکل شی‏ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل‌البیت - محاسن، ج 1، ص 150، رقم 66‏) و در مسیر تعمیق و گسترش آن هرچه تلاش کنیم باز کم کرده‌ایم.

 و در همین جا به همه اساتید فن تربیت و فعالان فرهنگی عرض می‌کنم؛ بیاییم حساب تربیتی ویژه‌ای برای سفینه النجاه حسین باز کنیم و معتقد باشیم «حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام» راهیست که همه آنچه می‌خواهیم را یکجا حاصل می‌کند و کمیت بالا و کیفیت والایش (امام صادق علیه‌السلام: همه ما اهل بیت کشتی‌های نجات هستیم و لیکن سفینه و کشتی جدم حسین علیه‌السلام گسترده‌تر و سریع‌تر است. بحار جلد ۹۳ صفحه ۲۹۴) بر عارفان و واصلان راه حق عیان گشته و از رسول ترک‌ها تا علامه قاضی‌ها را در خود جای داده است و عقل سلیم پی امن‌ترین و سریع‌ترین راه ممکن برای نیل به مقصود می‌گردد... و یقین بیاوریم که انقلابی‌ترین کار ممکن تعمیق رابطه عاطفی خود و جامعه با حضرت سیدالشهداست...

+متن بالا یک ایمیل دریافتی از یکی از بزرگواران فرهنگی است.

++امشب این خانه دو سالش تمام می شود...

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی 1393ساعت 22:56 توسط فهیمه مقصودی |

خدا را شکر میکنیم که شما دانشجویان بیدارید.اما دانشجویان! بیدار بمانید. این وضعِ دانشگاهی که امروز هست، من به شما صریح بگویم من این وضعیت را نمی پسندم. دانشجویی که اصلاً نفهمد در دنیا چه میگذرد، این دانشجو، دانشجوی زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسی داشته باشد، درک سیاسی داشته باشد، تحلیل سیاسی داشته باشد. بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکرّراً گفته ام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیه السّلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه السّلام را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود واِلّا همه مردم که بی دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند.

 یک شایعه دشمن میانداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش میشد و همه آن را قبول میکردند!...ما احتیاجی به کسی نداریم. از کسی هم نمیترسیم. ما را نخواهند بیخود مجبور کنند و در رودربایستی و فشار و مانند اینها قرار دهند که «نمیشود! بالاخره امریکاست. چه کار میشود کرد؟» این حرفها یعنی چه!؟ بگذار آنها با خودشان فکر کنند و بگویند: «این ایران است. کاریش نمیشود کرد. باید طوری، با او کنار آمد.

 امام خامنه ای مدظله العالی 12 آبان 1372 

+ آن قدر دانشجوی بی تفاوت نسبت به سیاست دیده ام که ...


برچسب‌ها: امام خامنه ای, سیاست
+ نوشته شده در سه شنبه دوم دی 1393ساعت 0:13 توسط فهیمه مقصودی |

مطالب قدیمی‌تر